حسن حسن زاده آملى
22
هزار و يك نكته (فارسى)
( 117 بقره ) نه مانند الدار لزيد ، و الجل للفرس ، فافهم . و بدانكه خواب و حالت احتضار و تنويم مغناطيسى و حالت غشوه و امثال آنها هيچيك موضوعيت در تمثل صور مثالى در صقع نفس ندارد و آنكه موضوعيت دارد انصراف از تعلقات است مگر آن نفس كاملى كه حضرتى او را از حضرتى باز نمى - دارد و مظهر اسم شريف يا من لا يشغله شأن عن شأن گرديده است . پس اگر در بيدارى انصراف حاصل شود تمثل و تمثلات و نزل و تنزلات بهتر از خواب عائد انسان مىگردد و مراقبت مفتاح است فافهم . در اين مطلب سامى لازم است كه در اين حديث شريف تأمل بسزا شود و آن اينكه على بن شعبه در تحف العقول از رسول الله صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه قال ( ص ) : لا يحزن احدكم ان ترفع عنه الرؤيا فانه اذا رسخ فى العلم رفعت عنه الرؤيا . ( ص 11 و 12 چاپ سنگى ) . بدانكه صور مثالى كه در صقع نفس تمثل مىيابند همه در حقيقت از منشآت نفساند و منشآت او فعل او هستند پس قيام آن صور به نفس قيام فعل بفاعل است نه قيام حال به محل ، و افعال نفس شئون و تطورات او هستند پس همه آن صور مطلقا خواه صور جماديه باشند و خواه صور معدنيه و خواه نباتيه و خواه حيوانيه و خواه ملكيه و خواه غير آنها حى و شاعر و مدركاند و تمايز بين آنها بتمايز نسبى است نه تمايز حقيقى چه همه نقوش و شئون و تطورات يك نور وجود نفساند و اين نور وجود بر همه قاهر است و آن صور همگى مقهور او كه وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است و مخاطب و مخاطب يكى هستند و يكى نيستند و هكذا و هكذا ، اگر قدرت دارى از اين معنى به كثرات صور موجودات و قيام آنها به حق كه همگى فعل حقاند كه حق قائم بر آنها است چنان كه آنها قائم به حقاند ، قدمى بردار